جرس- گرچه در ابتدا شعار نویسی ها به صورت سنتی بر دیوارهای شهر های مختلف ، خصوصا تهران نمایان شد، اما به مرور معترضان هوادار جنبش سبز روشهای کم هزینه تری را برای شعار نویسی های خود انتخاب کردند.
علامت گذاری کیوسک های تلفن و جعبه های برق و تلفن در سطح شهر ها با ماژیک و رنگ سبز ، چسباندن کاغذ های اعلامیه بر درب منازل و صندوق های صدقات به عنوان روش های کم خطر تر اعتراض انتخاب شد.
پولهایی که حامیان دولت را آشفته کرد
اما اتفاقی دیگر بود که حکومت را وادار به واکنش علنی نمود، واکنشی که تجربه نشان داده است بر حجم و گستردگی اعتراض ها خواهد افزود. یکی از اعضای اصولگرای شورای شهر تهران خواستار ابطال و از دور خارج شدن اسکناسهایی شد که روی آنها شعارهای به گفته وی "ضدانقلابی" درج شده است.
منظور سردار طلایی از شعارهای "ضد انقلابی" عباراتی نظیر "مرگ بر دیکتاتور"، "یا حسین ، میر حسین"، "درود بر کروبی" ، "V" (علامت پیروزی) و "ایران را سبز میکنیم" است که معترضان بر اسکناسها مینویسند.
به گزارش خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا، طلائی، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران، گفت: "بانک مرکزی جمهوری اسلامی در اطلاعیهای اعلام کند که عموم شهروندان از پذیرفتن اسکناسهایی که روی آنها شعارها و پیامهای خاص ضدانقلاب درج شده، خودداری کنند".
گرچه به باور کارشناسان این درخواست تقریبا غیر عملی خواهد بود، زیرا احتمال مشارکت عمومی در آن بسیار پایین است. اگر مراکز مالی دولتی نیز از پذیرش این پول های خودداری نمایند با مشکل کمبود نقدینگی روبرو خواهد شد.
پاکسازی سیستم بانکی از این اسکناس ها نیز بسیار زمان بر و پر هزینه است ضمن آنکه با شدت گرفتن روند شعار نویسی روی اسکناس ها و گسترش آن به دیگر شهرستانها ، عملا این جریان غیر قابل کنترل شده است.
با این حال، این عضو اصول گرای شورای شهر تهران گفت: "عناصر ضد انقلاب با انجام چنین حرکاتی سعی در مانور تبلیغاتی و قدرت نمایی دارند که به فضل خدای تعالی و هوشیاری مردم و مسئولین کما فیالسابق ناکام خواهند ماند". وی همچنین این اقدام و همچنین شعارنویسی روی دیوارها را "منافقانه" توصیف کرد و آن را «حرکتی بیهدف» دانست.
در حالی که طلایی شعار نویسی بر روی اسکناس ها را توطئه "عناصر ضد انقلاب" می خواند ، گستردگی این اقدام و رواج آن در میان مردم از گستردگی نارضایتی عمومی از دولت احمدی نژاد و حامیان آنها در حکومت خبر می دهد.
آشفتگی هواداران دولت در مجلس
در واکنشی دیگر نمایندگان اصولگرای هوادار دولت در مجلس با تاکید بر ابطال اسکناس های شعارنویسی شده، خواستار محو اموری شدند که از تداوم روند اعتراضات به نتیجه انتخابات خبر می دهند.
فرهاد تجری مخبر کمیته ویژه رسیدگی وضعیت بازداشت شدگان ناآرامی های پس از انتخابات با تاکید بر برخورد با افرادی که اسکناس های شعارنویسی شده را در سطح کشور پخش می کنند، گفت: "بانک مرکزی باید بدون هیچ درنگی وارد میدان شود و این اسکناس ها را ابطال و از چرخه پولی کشور حذف کند".
این نماینده اصولگرای مجلس افزود: "این دسته اسکناس ها باید بی اعتبار خوانده شوند تا کسی در جامعه آنها را نپذیرد. وی تاکید کرد؛ عده یی فکر می کنند با این دست کارها می توانند آرامش و امنیت جامعه را مجدداً بر هم بریزند".
همچنین عزت الله یوسفیان دیگر عضو فراکسیون اصولگرایان نیز با اعتقاد به اینکه حذف این دست اسکناس ها به ایجاد مجدد امنیت و آرامش در کشور کمک می کند، گفت: "ما باید مانع هر اقدامی شویم که در آرامش و امنیت کشور اخلال ایجاد می کند. وی ادامه داد؛ عموم مردم هم انتظار دارند این گونه حرکات از سوی دستگاه های ذی ربط پیگیری شود".
موج جدید شعار نویسی ها
بسیاری از سایتهای خبری در هفته های گذشته از شعارنویسی بر روی دیوار دانشگاهها و مدارس خبر دادهاند. در ماههای اخیر تصاویر زیادی از شعارنویسی معترضان به نتایج انتخابات در اماکن عمومی منتشر شده است. در همین رابطه نیز چندین وبلاگ و وب سایت مختلف راه اندازی شده است.
در تازه ترین اقدام تارنمای "موج سبز" از شهروندان ایرانی دعوت کرده است که تا تاریخ 13 آبان ماه هر روز چند دقیقه را به شعار نویسی بر روی اسکناس ها با ماژیک و خودکار سبز اختصاص بدهند.
همچنین وبلاگی با عنوان "دیوار نویسی" روشهای مختلف شعار نویسی و نحوه ساخت لوازم آن را به معترضان آموزش می دهد. در این وبلاگ همچنین تصاویر مختلفی از شعارنویسی ها ، منتشر شده است.
جنبش سبز ایران، پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم، متولد شد و نماینده خواست اکثریتی شد که به دنبال آزادی، توسعه و پیشرفت بودند. بدون شک سیاست های اقتصادی، فرهنگی و خارجی دولت نهم در گستردگی جنبش و تلاش اقشار مختلف جامعه به خصوص جوانان و قشر فرهیخته در راستای آن تاثیر بسزایی داشته است، لیکن جنبش سبز به واقع امتداد حرکت صدساله ملت ایران است که در انقلاب مشروطه آغاز شد، در انقلاب اسلامی به بلوغ رسید و در دوران اصلاحات با انحرافات جنگید و به راه خود ادامه داد. لازمه پیروزی یک جنبش، مشخص بودن هدف اصلی جنبش و استراتژی رسیدن به آن هدف است. مقصود این مقاله یافتن پاسخی برای پرسش اول یعنی خواسته و مطالبه اصلی این جنبش می باشد. خواسته های جنبش سبز، پیش از انتخابات، در قالب برنامه های دولت امید متبلور شده بود و پس از تقلبات گسترده در انتخابات، معطوف به شعار محوری "رای من کجاست؟" گردید. اما پس از آنکه با سرکوب، کشتار، تجاوز و بی توجهی حاکمیت در پاسخ به حرکت مسالمت آمیز خود مواجه شد و بسیاری از لایه های مخفی و جنایات پشت پرده حاکمیت در طول سالیان گذشته برملا گردید، کم کم خواسته های این جنبش گسترش یافت و شعارها رادیکالتر شد. همانگونه که مهندس موسوی در بیانیه یازدهم خود می گوید:" ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواستههای ما باشد. بخش مهمی از توانمندیهایی که اینک در شبکههای اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم." حال پرسش آنست که این مطالبه ها چیست و آن خواست روشن که ملت ایران باید گرد آن به اجماع رسد و در رشد جنبش در مناطق و اقشار جدید بر آن تکیه کند، چیست؟ مهندس موسوی در توضیح ویژگی های این مطالبه در همان بیانیه می افزاید:" تعادل طلايي، ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم." مهندس موسوی خود خواسته هایی حداقلی، در چارچوب همین تعادل طلایی را در قالب یک پلت فرم 12 ماده ای بیان می کند، که مورد استقبال بسیاری از متفکرین و اپوزوسیون داخل و خارج قرار می گیرد. مواردی چون تشکیل کمیته حقیقت یاب، اصلاح قانون انتخابات، مجازات جنایتکاران، دفاع از آزادی مطبوعات و تلویزیون خصوصی، عدم مداخله نظامیان در اقتصاد و سیاست و ... . این پلت فرم 12 ماده ای قطعا فراتر از برنامه های "دولت امید" و شعار "رای من کجاست؟" می باشد که البته به نوعی متضمن آنها و از بین بردن موانع تحقق آنهاست. در نتیجه رهبری جنبش نیز- که خود را یک حلقه از زنجیر سبز می داند- فراتر رفتن مطالبات از اعتراض به نتیجه یک انتخابات، را تایید کرده و به آن رسمیت می بخشد. حال سئوالی که بایستی پاسخ آن را یافت آنست که راه حل عملی تحقق این خواسته ها چیست و آیا حکوت فعلی قادر به تامین این خواسته ها هست؟ قریب به اتفاق سبزها به این نتیجه رسیده اند که نه تنها تحقق این مطالبات در چارچوب رهبری آیت ا... خامنه ای محال است بلکه شخص آقای خامنه ای متهم ردیف اول مشکلات اخیر است. موارد زیادی برای شهادت این مدعا می توان یافت. از جمله آنها بیانیه پنجم مهندس موسوی است که فردای نماز جمعه معروف رهبری وپس از حوادث خونین 30 خرداد منتشر شد. آنجا که می گوید:" مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد." یا آنجا که می گوید: " اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي، مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته شوند." از جمله دیگر این موارد اظهارنظرها و نامه های شخصیت های سیاسی-مذهبی بوده که مهم ترین آنها اظهار نظر آیت ا... منتظری است که تلویحا حکومت را جائر دانسته و تبعیت از حکومت جائر را حرام. بیانات و نامه آیت ا... دستغیب به خبرگان، نامه نمایندگان ادوار مجلس به خبرگان، نامه شدیداللحن دکتر سروش به آیت ا...خامنه ای، نامه تعدادی از اساتید دانشگاه به وی، فتاوی آیت ا... بیات زنجانی، اظهارات محسن کدیور در چهلم شهدا و روز قدس از دیگر موارد هستند. آخرین حرکتی که به نوعی مشروعیت زدایی از شخص علی خامنه ای بود، عدم توجه 9 مرجع از 10 مرجع معروف به اعلام عید فطر از سوی حکومت و برگزاری عید فطر در فردای عید فطر رسمی بود. اما گذشته از شواهد فوق، دلایل متعددی مبنی بر این نکته وجود دارد. آقای خامنه ای پس از رحلت امام خمینی با حمایت آقای رفسنجانی، به رهبری ایران انتخاب شد. اتفاقی که کمتر ناظری می توانست آن را پیش بینی کند. چراکه چهره های متنفذتری نسبت به آقای خامنه ای در ساختار قدرت جمهوری اسلامی حضور داشتند. حتی آقای خامنه ای در شورای انقلاب منصوب امام حضور نداشت و بعدا به درخواست آقای رفسنجانی به عضویت این شورا درآمد. همچنین امام سه ماه قبل از رحلت در نامه شدیداللحنی وی را مورد عتاب قرار داده بود. از سوی دیگر آقای خامنه ای مرجع تقلید نبود و سابقه فقهی درخشانی نداشت. عدم داشتن پایگاه مردمی مناسب را نیز باید به موارد فوق افزود. تمامی این نکات باعث شد که آقای خامنه ای رفته رفته به دنبال پایگاهی در بین نهادهای امنیتی و نظامی برای خود باشد و این فراهم نبود جز دادن رانت های فراوان به سرداران و فرماندهان سپاه، تا جایی که امروز این نهاد از واردات برنج تا بورس اوراق بهادار و فعالیتهای بانکی مشارکت گسترده دارد و گزارشات مختلفی مبنی بر دخالت سپاه در قاچاق کالاهای مختلف اعم از کالاهای ممنوعه منتشر شده است. هم¬چنین واگذاری بسیاری از نهادهای دولتی تحت عنوان خصوصی¬ سازی به سپاه، در دوران محمود احمدی نژاد از دیگر موارد است. این همراهی آقای خامنه ای با سپاه به جایی رسید که کوچکترین پایگاه مردمی برای ایشان باقی نماند. از آنجا که فساد علاقه ای به شفافیت و نظارت مردمی ندارد، در نتیجه روز به روز فشار بر اصلاح¬طلبان و نهادها و افراد مستقل افزوده شد، مجلس با نظارت استصوابی منصوب رهبر، تصفیه شد، دانشجویان ستاره دار و روزنامه ها یکی پس از دیگری توقیف گشت. تا جایی که کودتای 23 خرداد و جنایات پس از آن رقم خورد. اعتراف مهم سردار عزیز جعفری در مصاحبه با روزنامه جام جم که "ورود سپاه در سیاست، در اجرای مقام مافوق است"، مهر تایید دیگری بر این همکاری متقابل است. مجموعه عوامل فوق، باعث شده تا سرنوشت رهبری با کودتای انتخاباتی و مسایل بعد از آن گره بخورد و جای هیچ امیدی در اصلاح را باقی نگذارد، چیزی که به وضوح در شعارهای مردم نیز متبلور شده است. اما راه حل چیست؟ آیا با عزل رهبر، که در اصل 111 قانون اساسی نیز پیش بینی شده، مشکل حل می شود؟ با نگاهی به سوابق آقای خامنه ای قبل از رهبری او را می توان در طبقه روحانیون روشنفکر و اهل قلم طبقه بندی کرد. خامنه ای همان روحانی ای بود که پیپ می کشید و سه تار می زد و ابایی نداشت تا بدون لباس روحانیت هم دیده شود و در آن ایام دگمی که بسیاری شعر و شاعری را حرام مکروه می دانستند حافظ و سعدی و فردوسی می خواند و بقول آقای ری شهری در کتاب خاطراتش نیمچه صدایی هم برای آواز داشت!خامنه ای همان کسی است که در حسینیه ارشاد سخنرانی می کرد و دکتر شریعتی را "استاد عزیزی که ما به او علاقه داریم" می نامید و او همانی است که در کنگره بزرگداشت حافظ سخنرانی می کرد. اما چه شد که آن خامنه ای نسبت به تحصیل دو میلیون نفر در رشته های علوم انسانی در کشور ابراز نگرانی می¬کند؟ یا حوادث قبل و بعد انتخابات را یک رزمایش می داند. چه شد که دانشجویان را "افسران" و اساتید را "فرماندهان" جنگ نرم خطاب می کند. و چه شد که مردم را تلویحا تهدید به خونریزی می کند و تجاوز در زندانها را مساله "کم اهمیتی" تلقی می نماید؟ پاسخ را شاید بتوان در این عبارت جستجو کرد:"قدرت نامحدود و غیر پاسخگو" اساسا ذات قدرت چنان است که موجب تغییر شخصیت افراد می شود و تنها وارستگان معدودی توان گذر از پیچ وخم مهلک آن را دارند. ولی فقیه در ایران از چند بعد قابل نقد است. • منصبی است که در یک دور، خودش، خودش را انتخاب می کند. • هیچ نهاد و ارگانی اجازه و قدرت نظارت بر عملکرد وی و سازمانهای تحت امر وی که از قضا 80 درصد قدرت را در اختیار دارند، را ندارد. • مادام العمر است. • در حصار یک لایه مقدس و مذهبی است که امکان هرگونه نقد را سلب می کند. تمامی این ویژگی¬ها ولایت فقیه را جز در موارد نادر به استبداد دینی ختم خواهد کرد، نوعی از استبداد که آیت ا... نائینی آن را بدترین نوع استبداد می دانست. از سویی دیگر یک مدل حکومتی هر چند در تئوری کامل و بی نقص به نظر برسد، زمانی قابل احترام است که در عمل قابل اجرا باشد. آنچه طرفداران نظریه ولایت فقیه در تضمین عدم تبدیل ولایت فقیه به استبداد دینی می گویند، عدالت شخص ولی فقیه است. چیزی که در عمل بسیار غیر قابل دسترس بوده و انسان به دلیل انسان بودنش، و معصوم نبودنش با آن فرسنگها فاصله دارد و جز در موارد نادر همانگونه که تجربه ولایت فقیه در ایران، نشان داده، در ورطه عمل به دیکتاتوری ختم می شود. حال راه حل چیست؟ آیا مشکل در اسلام است یا سوء استفاده از اسلام؟ آیا باید پرونده "سیاست ما عین دیانت ماست" را مختومه اعلام کرد و شعار" استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" سرداد یا اینکه مشکل در جای دیگری است؟ به عقیده نگارنده، حرکتهای تند و ضد دینی، شاید در ابتدای امر با موج سواری بر ظلم های صورت گرفته در حکومت اسلامی بتواند به موفقیتی دست یابد، اما قطعا در بلندمدت موجب خسران کشور و حرکت دموکراسی خواهانه خواهد شد؟ حرکتهای اینچنینی در کشوری با بافت فرهنگی و مذهبی ایران، در بلندمدت به رشد بنیادگرایی و اقدامات تروریستی منجر خواهد شد که مجددا روند پیشرفت این آب و خاک را با مشکل مواجه می کند و حرکت سبز مردم را چون مشروطه و انقلاب اسلامی عقیم می گذارد و چه بسا در سالیان آینده، عده ای دیگر را به فکر انقلابی مجدد بیندازد، کما اینکه افرادی که با لایه های مختلف فکری جامعه در ارتباطند وجود چنین تفکری را، در عده ای از حامیان محمود احمدی نژاد در طبقه فرودست جامعه، حس کرده اند که حتی نظام فعلی را دور از مدینه فاضله خود می دانند و طرحهای خطرناکی را در ذهن می پرورانند. ضمن آنکه نباید در سایه سنگین دیکتاتوری، سرمایه های ارزنده ای از اسلام را که در جامعه ذخیره شده، نادیده گرفت، فرهنگ شهادت، عدل علوی، قیام امام حسین،دفاع مقدس و ... مواردی است که باید در بومی سازی دموکراسی مورد توجه گیرد، کما اینکه در حرکت سبز شدیدا به عناصر و نمادهای مذهبی توجه شده است و نظام حاکم را به خلافت اموی تشبیه کرده است. آنچه مورد انتقاد اکثریت جامعه است، تزویر، سوء استفاده از دین، تبعیض، دخالت در آزادی ها و حریم خصوصی شهروندان و خشونت به نام دین، است. که شاید عده ای متحجر و قشری گرا آن را جزء دین بدانند ولی اسلام سبز که اخیرا روی آن توسط عده ای از فعالین کار می شود، شدیدا مخالف این امور است. به عنوان مثال در همان اوایل انقلاب، آیت ا ... طالقانی اعلام کرد که حجاب اختیاری است و نباید اجباری باشد، هم چنین در نظریات فقهی آیت ا... صانعی مواردی چون برابری دیه و قصاص زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان وجود دارد. ضمنا همانگونه که مهندس موسوی در بیانیه 11 می گوید، در جنبشهای اجتماعی تنها خواست اکثریت ملاک نیست و باید خواست نزدیک به اجماع جامعه ملاک واقع شود. با توجه به نکات فوق راه حل چیست و جنبش سبز بایستی چه راهی را انتخاب کند؟ به عقیده نگارنده و بسیاری از همفکران، یکی از نقاطی که می توان در آن به اجماع رسید، قانون اساسی پیش نویس است. قانونی که اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، توسط دکتر حسن حبیبی با مشورت و همکاری آقایان ناصر كاتوزيان، عبدالكريم لاهيجي، جعفري لنگرودي، ابوالحسن بني صدر و ناصر ميناچي نگاشته شد و به امضای امام خمینی و دو مرجع بزرگ آن روزگار آیت ا... شریعتمداری و آیت ا... گلپایگانی نیز رسید. و جالب آنکه شخصیت هایی چون دکتر بهشتی و هاشمی رفسنجانی به شدت پیگیر تصویب آن بودند. در این قانون، نام نظام سیاسی جمهوری اسلامی است، در آن خبری از ولایت فقیه نیست. نظام بر پایه حضور رییسجمهور، نخست وزیر و پارلمانی به نام مجلس شورای ملی در نظرگرفته شده و رییس جمهور منتخب مردم شخص اول مملکت است. شورای نگهبان نیز وظایف محدودی دارد و سازوکار انتخاب آن متفاوت است. اکثریت آن را حقوقدانان در اختیار دارند و نه فقها. هم¬چنین فقها با پیشنهاد دو مرجع تقلید معروف، و حقوقدانان از اساتید دانشکده های حقوق کشور، توسط مجلس انتخاب می شوند. یک قانون نیز زمانی در شورای نگهبان رد می شود که دو سوم اعضا با آن مخالفت کنند. قوه قضاییه به صورت شورایی اداره می شود که رییس آن شورا منصوب رییس جمهور است. رییس ارتش نیز به پیشنهاد هیات وزیران و تایید رییس جمهور معین می گردد. متن کامل این قانون اساسی از اینجا قابل رویت است و قسمتهای مهم و درخشان آن با مشخص شده است. بسیاری از این قسمتهای درخشان، در قانون اساسی فعلی نیز وجود دارد ولی به دلیل افزوده شدن ولایت مطلقه فقیه کارایی خود را از دست داده و آن را تبدیل به یک قانون اساسی متناقض کرده است. همچون یک فرمول که در طراحی یک پل مورد استفاده قرار می گیرد ولی با اضافه کردن یک رادیکال یا توان به طور کلی خاصیت خود را از دست می دهد و پل طراحی شده با این فرمول ممکن است مرگبار شود. البته با توجه به تجربیات 30 سال اخیر بایستی اصلاحاتی در آن صورت بگیرد که این امر مستلزم بحث و بررسی حقوقدانان و اقشار فرهیخته کشور است. به عنوان مثال بایستی اصولی در نظر گرفته شود که استقلال قوه قضاییه را عملی تر کند، جلوی دخالت نظامیان را در اقتصاد و سیاست را صراحتا بگیرد و روحانیت را به عنوان یک نهاد مدنی مستقل از حکومت تعریف کند. مسلما با دستیابی به یک قانون اساسی مدرن، راه دموکراسی در ایران به انتها نمی رسد بلکه همانگونه که در نام "راه سبز امید" تجلی یافته، این یک راه است و باید ادامه یابد. باید با فرهنگ سازی در جامعه و خانواده ها و تلاش گسترده، هر چه بیشتر به دموکراسی واقعی و ایران پیشرفته، نزدیک شد.
دیشب تلویزیون دولتی ایران، سایت اطلاع رسانی دفتر رهبری و شماری از خبرگزاریهای دولتی، یکشنبه را روز اول شوال و عید سعید فطر اعلام کردند. با اعلام این خبر، بسیاری از افراد روزه دار با تلفن به دفتر مراجع و مراجعه به سایت های اینترنتی ایشان، پیگیر نظر آیات اعظام پیرامون رویت هلال شدند. این اقدام در پی آن رخ داد که در سالهای گذشته سابقه عدم تطابق روز عید فطر رسمی با نظر برخی از مراجع، وجود داشت. چیزی که در آن روزها به مذاق روزنامه کیهان خوش نیامد و از عملکرد این مراجع انتقاد کرد و بیان داشت که نظر مراجع محترم اما کشور رهبر دارد . از سوی دیگر برخی روزه داران نیز از صداوسیما و رسانه های رسمی خرده گرفتند که چرا اطلاع رسانی مناسب، برای مقلدین مراجع قم، انجام نشده است.
اما پاسخی که امسال مردم از دفتر مراجع دریافت کردند، کمی عجیب و متفاوت، مینمود. حتی یک نفر از مراجع قم یا نجف حکم به رویت هلال ندادند. طبق پاسخ تلفنی دفتر مراجع، و همچنین سایت های اطلاع رسانی ایشان، آیات اعظام منتظری، صانعی، سیستانی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی، بیات زنجانی و جوادی آملی سخنی مبنی بر رویت هلال نداشته اند. مطلبی که روی سایت آیت ا... صانعی در حدود ساعت 22 قرار گرفت بسیاری از ابهامات را برطرف کرد:" با توجه به تماس های مکرر مومنین روزه دار با دفتر معظم له ، به اطلاع می رساند تا کنون رویت هلال ماه شوال برای حضرت آیت الله العظمی صانعی(مدظله العالی) ثابت نشده است، و در صورت ثبوت رؤیت هلال ماه شوال از همین طریق اطلاع رسانی خواهد شد." به فاصله کوتاهی پیام های مشابهی روی وبسایت آیات اعظام منتظری، موسوی اردبیلی، صافی گلپایگانی و بیات زنجانی قرار گرفت. سایر مراجع نیز با سکوت در واقع یکشبه را 30 ام ماه رمضان دانستند که با تماسی که با دفتر آیت ا... سیستانی صورت گرفت، این قضیه رسما تایید شد. ساعتی بعد سایت عرب زبان الجوار نیز نظر معظم له را بیان نمود.
آری رهبری رای بر رویت هلال داده بود، اما حتی یک مرجع تقلید این امر را تایید، نکرد! به راستی آیا این حرکت مراجع پاسخی هوشمندانه به درخواستهای مکرر مردمی به منظور محکوم نمودن جنایات اخیر حاکمیت و نامه مهم روزهای اخیر آیت ا... منتظری بود؟
این نکته زمانی معنای واضح تری میگیرد که طبق نظر تمامی مراجع، چنانچه دو نفر عادل یا عده ای که به گفته آنها یقین پیدا شود، ماه را ببینند، اول ماه شوال، اثبات می شود. در واقع نتیجه گیری معقول زیر سئوال بردن عدالت شخص رهبری و عدم اطمینان به کمیته استهلال تحت امر وی است. چیزی که ملت ایران 29 خرداد دریافت، روزی کهحکم شنبه خونین 30 خرداد صادر شد و تهران رنگ خون گرفت.
با نیم نگاهی به حوادث اخیر قم مانند دیدارهای محرمانه مراجع با یکدیگر، سفر مهندس موسوی به قم و همچنین فشارهای حکومت به مراجع با دستگیری برخی اعضای خانواده آنها، تحلیل فوق منطقی تر به نظر میرسد. به عقیده نگارنده این حرکت مراجع، یک حرکت مدنی تاریخی و در ردیف تحریم توتون و تنباکو توسط آیت ا... میرزا رضای شیرازی در عهد ناصرالدین شاه میباشد. حرکتی که بی شک در تاریخ مبارزات مدنی ملت ایران، ثبت خواهد شد و بازگشتی است به جایگاه همیشگی روحانیت شیعه. آیا حوزه قم در حال بازتعریف خود است؟
پس از روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد و دولت نهم، تبلیغات زیادی پیرامون بحث هسته ای انجام شده است،به طوری که این موضوع، نقل محافل سفرهای استانی بوده است و باعث ایجاد این تصور گردیده که رئیس جمهوری قهرمان فناوری هستهای و یگانه منجی آن میباشد.در این نوشتار تاسیسات و امکانات ایران در زمینه انرژی هسته ای به همراه زمان شروع و خاتمه طرح،ارائه شده که بر اساس آن،نقش دولتهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی،در آن واضح است.حال اینکه وزن دولت نهم و هزینه های تحمیل شده بر ملت ایران در این بین چقدر است،نکته ای است که قضاوت آن را بر عهده شما قرار میدهیم.
موسسه علوم هستهای
در سال 1957 (1336ه.ش)مرکز موسسه علوم هستهای که زیر نظر سازمان پیمان مرکزی (سنتو) اداره میشد، از بغدادبه تهرانمنتقل شد.
عضویت ایران در آژانس انرژی اتمی
ایران در سال ۱۹۵۸(1337ه.ش)، به عضویت آژانس بین المللی انرژی اتمی (I.A.E.A) درآمد و در سال ۱۹۶۸ (1345ه.ش)، پیمان عدم تکثیر سلاحهای هستهای (N.P.T) را امضا کرد و در سال ۱۹۷۰ (1348ه.ش)، آن را در مجلس شورای ملیبه تصویب رساند.
مرکز پژوهش هسته ای
در سال 1959 (1338ه.ش) یک مرکز پژوهش هستهای در دانشگاه تهرانتأسیس شد.
اولین راکتور تحقیقاتی ایران
آمریکا در سال ۱۹۶۷ (1346ه.ش)، اولین رآکتور تحقیقاتی ۵ مگاواتی آب سبک را به ایران فروخت و شرکت امریکایی (AMF)، این رآکتور را در دانشگاه تهران نصب و راهاندازی کرد.
همکاری با فرانسه در غنی سازی اورانیوم
در سال 1974 (1353ه.ش) ایران وامی به مبلغ یک میلیارد دلار به کمیساریای انرژی اتمی فرانسه داد. از این وام برای ساخت کارخانه غنیسازی اورانیوم (متعلق به کنسرسیوم اورودیف)در تریکاستناستفاده شد. در مقابل ایران صاحب ۱۰٪ از سهام این کارخانه شد.
تاسیس سازمان انرژی اتمی
در سال ۱۳۵۳، محمدرضاپهلویسازمان انرژی اتمی ایران (A.F.O.I) را تأسیس کرد و دکتر اعتماد، به ریاست آن منصوب شد.
نیروگاه اتمی بوشهر
قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهردر تاریخ آذر / دی۱۳۵۳(۱۹۷۴)منعقد و کار به وسیله شرکت آلمانی کرافت ورک اونیون (KWU) آغاز شد.
توقف در ساخت نیروگاه اتمی بوشهر
در سال ۱۳۵۹ با پیروزی انقلاب، عملیات ساخت این نیروگاهها از جانب کشورهای غربی متوقف، و در طول جنگ ایران و عراقتاسیسات موجود چندین بار مورد حمله هوایی عراققرار گرفت، که در اثر آن آسیبهایی به تجهیزات و ساختمانهای موجود وارد شد. در بحبوحه جنگ ایران و عراق و کمبود شدید منابع نیرو در کشور، ایران با روی آوردن به اسپانیا و ژاپن کوشش در تکمیل پروژه بوشهر کرد که موفقیت آمیز نبود.
رآکتور تحقیقاتی صفرقدرت آب سنگین
طراحی و ساخت این رآکتور در دولت میرحسین موسوی از سال1364 آغاز و کار نصب و راه اندازی آن در سال 1374 انجام شد.
از سرگیری ساخت نیروگاه اتمی بوشهر
در دولت آیت ا... رفسنجانی ( تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۳۷۳) قرار داد تکمیل و راه اندازی واحد یک نیروگاه اتمی بوشهر به صورت مشارکتی بین ایران و روسیهمنعقد گردید و در دولت سید محمد خاتمی در مرداد ماه ۱۳۷۷ بار دیگر این قرار داد مورد بازبینی کلی قرار گرفت و ساخت نیروگاه به صورت کلید در دست به شرکت Atom Stroy Export روسی محول شد.
·کارخانه UCF اصفهان
کار ساخت کارخانه UCF اصفهان در سال 72-71 برای اجرای یکی از پروژه ها با انعقاد قراردادی با شرکت چینی آغاز شد. در طول مدت 5 سال چینی ها تنها 10 درصد کار را انجام دادند و بعد تحت فشار قدرتهای بزرگ سیاسی سر باز زدند. بعد از قطع یک جانبه قرارداد از سوی چین، مسوولین پروژه با برخی کشورهایی که این دانش را در اختیار داشتند وارد گفتگو و رایزنی شدند اما همه آنها پاسخ منفی دادند.پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات در سال 1377 مقدمات انجام کار بدست جوانان ایرانی فراهم شد و از سال 79 رسما جمعی از مهندسین جوان و چهره های عالم ایرانی با تکیه به دانش و فناوری داخلی، کار را در دست گرفتند و طی چهار سال با انجام هفتاد درصد پروژه توانستند در همه حوزه هایی که در این سایت و مجموعه عظیم هسته ای که باید به حق یکی از افتخارات ملی نام نهاد دست یابند.
کارخانه آب سنگین اراک
پروژه تولید آب سنگین در شمال غربی اراك و در نزدیكی تاسیسات نیروگاه ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراك قرار دارد و برای تامین آب سنگین این رآكتور ساخته شده است. مراحل اجرایی این پروژه در دولت خاتمی از سال 77 آغاز شده و پس از هشت سال در تاریخ 4 شهریور 85 (یکسال پس از روی کار آمدن دولت نهم) به بهرهبرداری رسید. پروژه مجتمع تولید آب سنگین اراك به عنوان یكی از شاخصه های دانش هسته ای، در پزشكی و به خصوص كنترل سرطان و كنترل بیماری ایدز نقش تعیین كننده ای دارد و به عنوان خنك كننده و كندكننده رآكتورهای آب سنگین به كار می رود .
معدن ساغند یزد
از سال 1373 در دولت هاشمي رفسنجاني با طراحي روسها و اجراي بخشي از پروژه توسط چينيها آغاز شد. امروز بعد از پانزده سال اين معدن در مرحله تجهيز ابزار و وسايل تا حفاريهاي مورد نظر براي نزديك شدن به محل اصلي ذخاير سنگ اورانيوم قرار دارد. مرحله تجهيز پايان سال 88 پايان مي يابد و مرحله بهره برداري از فاز اول معدن سنگ اورانيوم ساغند، طبق برنامه تدوين شده در دولت محمد خاتمي در ابتداي سال 1389 آغاز خواهد شد.
رآکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک
در سال 2002 (1381ه.ش) طراحی پایه این پروژه کامل شد و عملیات اجرایی ساخت آن از سال 2004 (1383ه.ش) آغاز گردید و هنوز ادامه دارد.
نیروگاه دارخوین
در سال 1977 (1356ه.ش) فرانسه موافقت کرد که نیروگاه هستهای ۹۰۰ مگاواتی به مبلغ دو میلیارد دلار برای ایران بسازد. قرار بود این نیروگاهها در دارخوین، بر کرانه کارونو نزدیک اهوازساخته شود.پس از انقلاب این معامله، لغو شد.غلامرضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی در دولت نهم در تاریخ 20 فروردین 1386 اعلام کرد که مراحل طراحی و ساخت این نیروگاه(با ظرفیت 360 مگاوات) به صورت بومی در حال انجام است.و حمد سعيدي معاون برنامهريزي و امور بينالملل سازمان انرژي اتمي در فروردین 1388 در برنامه نگاه يك سيما گفت که هم اکنون در مرحله طراحی مفهومی این نیروگاه هستیم.
غنی سازی اورانیوم و سوخت هسته ای
دكتر حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی در زمان دولت خاتمی در گفت و گو با رادیو "صدای آشنا"در این باره چنین توضیح داد:" آغاز این فعالیت مربوط میشود به ٢١ سال پیش یعنی تقریبا مربوط میشود به آخرین سال نخست وزیر میرحسین موسوی و ریاست جمهوری آیتالله خامنهای. در زمان ریاست جمهوی آیتالله هاشمی رفسنجانی فعالیت بسیار گستردهای انجام شد تا بتوانیم به این توانایی دست یابیم و تقریبا همه مقدمات این کار فراهم شد. در زمان ریاست جمهوری خاتمی این فعالیت ادامه یافت و نهایتا در سال ١٣٨٠ به این فنآوری دست یافتیم. یعنی به صورت محدود غنیسازی انجام شد. البته نه در همه مراحل ولی یک مرحله بسیار مهم را توانستیم انجام دهیم. چون در مرحلهUF6 هنوز به نتیجه نرسیده بودیم.اما این که 6 UFرا به اورانیوم غنی شده تبدیل کنیم به نتیجه رسیده بودیم. ما در سال ١٣٨٢سه شیفت کار کردیم و درسال ١٣٨٣ در اصفهان به نتیجه رسیدیم و توانستیم UF6 را تولید کنیم. "
همچنین روحانی می افزاید که درخواست اروپاییهادر مذاکرات از ایران 1000 سانتریفیوژ بوده که ایران نپذیرفته است.حال آنکه دکتر احمدی نژاد در تمامی سخنرانیهای عمومی خود،تعداد سانتریفیوژها ی مورد نظر اروپاییها را 20 عدد عنوان کردهاست. ضمنا دکتر روحانی افزود که کل مشکلات ایران و اروپا تنها مربوط به غنی سازی است و نه سایر مسایل.
در تاریخ ۹ فوریهٔ سال ۲۰۰۳ میلادیمحمد خاتمی، رئیس جمهور وقت ایران، خبر از تهیهٔ سوخت هستهای توسط متخصصین ایرانی برای نیروگاههای هستهایایرانداد.
در سال1385 در دولت دکتر احمدینژاد، ایران اعلام کرد که موفق به غنیسازی اورانیومبه میزان 3.5 درصد شدهاست. وپس از آن اعلام نمود که آبشاردوم سانتریفیوژهای گازیخود را راهاندازی کرده و در آن به غنیسازی اورانیوم پرداختهاست.که مجموعا تا سال 86 تعداد سانتریفیوژهای ایران به 3000 عدد رسید.
نخستین محموله سوخت
ارسال نخستین محموله سوخت نیروگاه بوشهر توسط روسها در بهمن 1386 دومین سال دولت نهم، انجام گرفت.
حال باتوجه به مطالب فوق چه وزنی برای دولت نهم در زمینه انرژی هسته ای قائل هستید؟آیا تبلیغات صورت گرفته متناسب با کارهای اجرا شده است؟دولت نهم کدام حق ملت ایران را گرفت که دول قبلی نگرفته بودند.آیا کارهای انجام شده با هزینه هایی چون ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، و تحریم ایران طی دو قطعنامه تا جایی که حتی برای واردات دارو به کشور با مشکل مواجهیم، و تمام این مشکلات از دیپلماسی ضعیف دولت نهم نشات گرفته است، منطقی است؟ آیا این صنعت پنجاه ساله در 49 سال قبلی ایستا بوده و ناگهان یکسال پس از آغاز دولت نهم به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده است؟
منابع و ماخذ:
1.The nuclear sphinx of tehran: Mahmoud Ahmadinejad and the State of Iran, Yossi Melman, Meir Javedanfar, 2008
2.معرفی سازمان انرژی اتمی ایران در یک نگاه(. تارنمای سازمان انرژی هستهای ایران(.۱۰ مرداد ۱۳۸۷.
3.پیدایش و کاربردهای علوم و فناوریهای هستهای،دکتر احمد قریب، سازمان انرژی اتمی،1384.
4.پروتکل الحاقی و راهبردهای جمهوری اسلامی ایران، سازمان انرژی اتمی،1384.
5.موضوع هستهای ایران به روایت اسناد، سازمان انرژی اتمی،1384.
6.تاریخچه انرژی هستهای در ایران و جهان،مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی،وزارت امور خارجه،1386.
7.برنامه هستهای ایران واقعیتهای اساسی،کاظم غریب آبادی،موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه،1387
8.دستاوردهای هستهای دولت نهم، کاظم غریب آبادی، گزارش جمهور، مرکز اسناد و پژوهشهای ریاست جمهوری،1386.
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. میر حسین موسوی