چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۰۰۹

قدم اول: بینش امروز

چرا باید به استفاده از کنش بی‌خشونت بیندیشیم؟
١. کشتن یا زخمی کردن شهروندان هم‌میهن‌مان مانع موفقیت دراز مدت می‌شود. ما خواهان آینده‌ای هستیم که همهٔ افراد جامعه را در برگیرد و از برخوردهای سالم و دیگراندیشی استقبال کند.
٢. کنش بی‌خشونت سابقه‌ای بس موفق‌تر از مبارزه‌های مسلحانه یا کودتاها (تغییر غیردموکراتیک به دست نخبگان) در دستیابی به جامعه‌ای دموکراتیک و توانمندتر دارد.


اولین گام در آموزش دفاع بی‌خشونت به خود و کوششگران همراهتان این است که پرسش‌های اساسی را مطرح کنید، به این معنی که بپرسید «موقعیت کنونی شما چیست، و درک دیگران از موقعیت کنونی چیست؟» به عبارت دیگر،‌ پیش از هر چیز، دریابید که به چه دلیل می‌خواهید در بارهٔ شکل‌های مختلف کنش بی‌خشونت یاد بگیرید و آن شیوه‌ها را به کار ببندید؟ سرانجام، اگر شما به طور کامل از کیفیت زندگی کنونی‌تان، آزادی‌هایتان، وضعیت اقتصادی، و عملکرد حکومت خود راضی بودید، آیا باز هم می‌خواستید که در بارهٔ کنش بی‌خشونت بیاموزید؟


امکان دارد که مشکل‌های اجتماعی چندان به نظر شما واضح و آشکار برسند که بخواهید از روی این مرحله بپرید و به گام بعدی بپردازید. اما اگر حتا گفتگوی کوتاهی با یکی از دوستان نزدیک خود داشته باشید در بارهٔ اینکه فکر می‌کنند به طور مشخص چه تغییراتی باید در جامعه رخ دهد، از میزان اختلاف نظر موجود در مورد اولویت‌ها شگفت زده خواهید شد.ه

بگذارید مثالی بزنیم. فرض کنید که در خانه نشسته‌اید و کتاب می‌خوانید که ناگهان شکمتان درد می‌گیرد. در چنین هنگامی، مردم اغلب یکی از این دو کار را انجام می‌دهند: یا موقعیت پیش‌آمده را نادیده می‌گیرند و مثل اینکه اتفاقی نیفتاده باشد، به کار خود ادامه می‌دهند؛ یا اینکه مشکل پیش‌ آمده را جدی می‌گیرند و سعی می‌کنند کاری در بارهٔ آن بکنند. اولین گام در راه حل مشکل، اعتراف به وجود آن است.

اما حتا پس از اعتراف به وجود مشکل نیز مردم به دو طریق مختلف با آن برخورد می‌کنند: گروهی سعی می‌کنند که به پزشک مراجعه کنند تا علت درد را دریابند، در حالی که گروهی دیگر می‌خواهند از روی این پله بپرند و فرض می‌کنند که خودشان چاره‌ٔ کار را می‌دانند. بسیاری از اعضای گروه دوم، سرانجام در میانهٔ راه به این نتیجه می‌رسند که در شناسایی علت درد اشتباه کرده‌اند، و خودداری از رفتن به دکتر به سلامتی آنها لطمه زده است.

مشابه مثال بالا، مرحلهٔ تشخیص در این درس برای این طراحی شده است که پیش از یادگیری کنش بی‌خشونت شما را به انجام اقدام‌های مهمی تشویق کند: تشخیص و اعتراف به اینکه از وضعیت موجود جامعه‌تان بسیار ناراضی هستید، و با همکاری کوششگران دیگر مشخص کنید که "مشکلهای" جامعه‌تان چه چیزهایی هستند.ه

پس اگر در فکر تدوینٔ یک استراتژی بلندمدت برای ایجاد تغییر در جامعه به کمک کنش بی‌خشونت هستید، کاری که در آغاز باید انجام دهید این است:
با کوششگران دیگر بنشینید و از خود بپرسید، «چه مشکل‌هایی در جامعهٔ ما وجود دارند که باید از راه کنش بی‌خشونت حل شوند؟ آیا مشکل نبود آزادی اجتماعی است؟ آیا وضعیت اقتصادی است؟ آیا مشکل این است که دیگر کشورهای جهان به کشور ما احترام نمی‌گذارند؟» در این مرحله شما باید زمان زیادی صرف کنید و فهرستی از مشکل‌های موجود تهیه کنید. تا آنجا که ممکن است دقیق باشید.
ه

شاید مایل باشید که از روی این مرحله بپرید، اما به یاد داشته باشید: اگر به شکلی ناگهانی و بدون فکر قبلی دست به عمل بزنید، مطمئن باشید که شکست می‌خورید و به جایی که در ابتدا بودید بر می‌گردید، زیرا شما نیز همان اشتباه‌هایی را تکرار خواهید کرد که دیگر کوششگران کشورتان پیش از شما کرده‌اند و همچنان می‌کنند. هنگامی که این گام را بردارید و فهرستی از چیزهایی که در جامعه‌تان باید تغییر یابند را تهیه کنید، آنگاه آماده هستید که پیش بروید و به بخش بعدی برنامه بپردازید.

ما در اینجا برخی دلایل نارضایتی از وضع موجود را می گوییم:

1-ایران با وجود آنکه کشوری ثروتمند است .چهارمین کشور در منابع نفتی، دومین کشور در منابع گازی، دومین کشور در معادن مس و ... اما مردم از مشکلات شدید اقتصادی رنج می برند. درصد بالایی از مردم زیر خط فقر زندگی می کنند و رفاه برای اقشار بسیاری واژه ای نامانوس است.

2-ایران علیرغم داشتن جوانان نخبه که معمولا استعدادهایشان در خارج از مرزها شکوفا می شود، از لحاظ علمی و صنعتی در جایگاه اسفباری در دنیا قرار دارد که مشکلات اقتصادی نیز ناشی از همین عقب ماندگی علمی و صنعتی است. هیچ یک از دانشگاههای ایرانی جایگاهی در میان 500 دانشگاه برتر دنیا ندارند. و علیرغم آنکه دو کشور ایران و کره جنوبی همزمان خودروسازی را آغاز کرده اند، کره جزء 10 خودروساز برتر دنیاست. اما ایران همچنان مشغول تولید پیکان وانت، خودروهای مونتاژی و صادرات کاذب و نمایشی با قیمتی برابر 1/5 قیمت واقعی خودرو می باشد.

3- با وجود چنین پتانسیل بالای نفتی، معادن گوناگون، قابلیت جذب توریست و ... مضحک است که بگوییم بیکاری در ایران در شرایط بحرانی است. جمعیت جوان و تحصیلکرده ایران آینده روشنی را در برابر خود به لحاظ اقتصادی، تشکیل زندگی و تامین مایحتاج اولیه آن نمی بیند.

4-وضعیت آزادی های اجتماعی اسف بار است. حجاب که به گفته آیت ا... طالقانی قرار نبود اجباری شود، نه تنها اجباری شد، بلکه تفسیر تنگ نظرانه ای از آن ارایه گردید. به طوری که بسیاری از دختران محجبه تنها به جرم آنکه مانتوی آنها تا پایین زانو نیست بایستی در ون پلیس رفته و تعهد بدهند. جمعی جوان ایران برای ارتباط با جنس مخالف دارای محدودیت های فراوان است، و این محدودیت ها روز به روز بیشتر می شود.

5- علیرغم آنکه ایران دارای تمدنی کهن، صاحب امپراطوری ایران بزرگ و مهد چهره های بزرگ علمی، ادبی و ... بوده است، به خاطر رفتارهای بنیادگرایانه و ماجراجویانه حاکمیت، از احترام کافی در منطقه و جهان برخوردار نیست.

6- بی قانونی در ایران موج می زند. و وضعیت حقوق بشر غیرقابل تحمل است. نمونه آن بازداشت شدگان حوادث اخیر در ایران است. بازداشتهای بی دلیل، مدت طولانی زندان انفرادی، شکنجه، تهدید و جدیدا تجاوز! نه تنها به دختران بلکه حتی به پسران

7- عدم وجود انتخابات آزاد. وجود نهادی به نام شورای نگهبان که کاندیداها را فیلتر می کند. تقلب کم و اخیرا گسترده در انتخابات و کودتا در انتخابات 22 خرداد

8- محدودیت فضای اطلاع رسانی، توقیف مطبوعات، سانسور گسترده، فیل-ت.رینگ فضای مجازی

9- دروغگویی گسترده حاکمان

10-عدم پاسخگو بودن قدرت و وجود مقامی به نام رهبری که عملا خودش، خودش را انتخاب می کند. و عملا به هیچ نهادی پاسخگو نیست و هیچ روزنامه و رسانه ای حق نقد او را ندارد. که علاوه بر تمام قدرت یک شاهنشاه از عوامفریبی مذهبی نیز بهره می گیرد.

11-عدم استقلال قوه قضاییه در عمل

12- عدم وجود بیمه های مناسب همگانی اعم از بیکاری ، در مانی و ...

13- گسترش بیش اندازه اعتیاد

14-وجود سازمانی نظامی به نام سپاه که در امور اقتصادی، سیاسی و قاچاق کالا به طور گسترده نقش دارد.

15- کمک های بی دریغ حاکمیت به لبنان، سوریه، ونزوئلا، عراق ، شیعیان عربستان و یمن در صورتیکه قشر وسیعی از مردم به نان شب محتاجند.

16- عدم احترام به حقوق اقلیت ها


0 comments:

ارسال يک نظر